۱۳۹۲ آبان ۲۹, چهارشنبه

تکذیب یک عنوان

چند روز پیش نامه ای از طرف صد های فعال سیاسی، رسانه ای، فرهنگی و .. خطاب به فرانسوآ هولاند رئیس جمهور فرانسه منتشر شد که در آن نامه، مواضع اخیر دولت این کشور در مذاکرات هسته ای مورد انتقاد شدید قرار گرفته بود و او خواسته شده بود در جهت صلح و امنیت و منافع پایدار میان ایران و دیگر کشورها در مذاکرات آتی در این مواضع ضد ایرانی تجدیدنظر کند. بنده هم بنا به وظیفه ملی و تکلیف شرعی خودم این نامه را به عنوان یک شهروند ایرانی امضا کردم. در برابر هر نام، شغل یا عنوان فرد مورد نظر هم نوشته شده بود که در نسخه فارسی آن در کنار نام بنده عنوان «روزنامه نگار» درج شده است. بنده ضمن تایید تمام مفاد این نامه روزنامه نگار بودن خودم را به شدت تکذیب می کنم. بنده روزنامه نگار نیستم و ضمن احترام به تمام روزنامه نگاران شرافتمند ایرانی که در فضایی پرهزینه در حال فعالیت هستند باید بگویم بسیاری در صنف روزنامه نگاران ما فاقد حداقل های اخلاقی و حرفه ای هستند و نتایج  فعالیت های ناسالم این عده هزینه زیادی به جامعه روزنامه نگاری ایران وارد کرده است لذا بنده منتقد فضای رسانه ای ایران، به ویژه در خارج از کشور می باشم نه روزنامه نگار!
بار دیگر عنوان یاد شده را تکذیب می کنم و آرزومندم همه زندانیان عرصه رسانه ای ایران آزاد شوند و به این واسطه و باز شدن فضای امنیتی، جریان اطلاع رسانی از خارج به داخل منتقل شود تا هزینه های کمتری به منافع کشور وارد بشود.

سید کوهزاد اسماعیلی

- متن نامه به رئیس جمهور فرانسه +

۱۳۹۲ آبان ۱۶, پنجشنبه

مسعود پویان را اعدام نکنید!

یک ماه آخر زندان وارد بند سلامت یک زندان لاکان رشت شدم. بندی که افراد بر اساس سلامت جسمی و روحی در آن تحمل حبس می کردند و زیر نظر روانشناسان معاونا اصلاح و تربیت اداره می شد. الحق هم بند خوبی بود. در طول این مدت با مردی آشنا شدم که امکان نداشت دقایقی با او بنشنید و شیفته اخلاق و دانایی او نشوید.مدیر بند «مسعود پویان راد»
چند سال قبلش شنیده بودم که در دعوای همسایگی در رشت بین یک سرهنگ نیروی انتظامی با یک معلم جامعه شناسی، سرهنگ و یک فرزند پسرش به قتل رسیدند. آن زمان بحث زیادی شد در مورد اینکه جامعه چقدر تحمل ناپذیر شده که یک معلم جامعه شناسی و کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران در یک درگیری با همسایه اش می تواند چنین رفتاری از خود بروز بدهد. اما وقتی با او نشستم و او را دیدم دیگر چنین نظری نداشتم. مسعود پویان با همسایه اش به هر علتی مشکل همیشگی داشت. تنش های گاه و بی گاه باعث شد تا بلاخره یک روز این تنش ها به یک فاجعه بیانجامد. الان در مورد آن بحث کردن بی فایده است. بی فایده است که بحث کنیم که چطور در جلسه چهارم دادگاه ناگهان نماینده دادستان تغییر می کند و بعد هم دو نفر از هئیت پنج نفره قضایی از شعبه دیگری وارد می شوند و روند دادرسی تغییر کرد. این هم بی فایده است که بگویم حکم با رای اکثریت به اقلیت صادر شد و رئیس سخت گیر دادگاه به همراه یک قاضی دیگر هر دو قتل رخ داده را دفاع از خود خواند. این هم بماند که دادگاه یکی از قتل ها را دفاع از خود خواند و دیگری را قتل نفس! شاید بی حاصل باشد که بحث کنیم رای در دیوان عالی ظرف تنها پانزده روز تایید شد!
حادثه ای که رخ داده به خصوص برای خانواده مقتول تکان دهنده است. هیچ بیانی نمی تواند این حادثه را برای یک خانواده که در یک ناگهان پدر و فرزند کشته می شوند با تسلی بدهد. زندگی کسانی از دست رفته که دیگر باز نمی گردد. خانواده ای مقتولین در این هفت سال بسیار عذاب کشیدند و افسوس که این عذاب و درد باید در تمام عمر با آنان باقی بماند. اما این خانواده بزرگوار می توانند زندگی ای را به یک انسان دیگر ببخشند. من باید اینجا شهادت بدهم که مسعود پویان راد اگر چه مرتکب قتل شد اما اعدام برای او مجازات بسیار سنگین است. او معلمی شریفی بوده که همیشه در کار خود سخت کوش بوده است و همسر و پدر خوبی برای همسرش و دو پسرش بوده است. اکنون که هفت سال است در زندان به سر می برد خبر رسیده که قرار است ظرق چند روز آینده حکم او اجرا شود. هیچ وقت نخواست این مسئله رسانه ای شود. همیشه امیدوار بود. همیشه تصور می کرد حکم ممکن است شکسته شود و یا خانواده مقتول او را مورد بخشایش قرار دهند. 
من شهادت می دهم که مسعود پویان راد از شریف ترین، مومن ترین، سالم ترین و اخلاق مدار ترین انسان هایی است که تا کنون دیدم. نمی دانم این چند خط من به خانواده مقتول می رسد یا نه، نمی دانم تاثیری دارد یا خیر اما اگر می رسد، ملتمسانه از خانواده آن دو مرحوم تقاضا می کنم با گذشت از حق خود این پدر را بار دیگر به زندگی باز گردانید. هیچ کس نمی خواهد او مجازات نشود، هیچ کس هم نمی خواهد زندگی و جان دو عزیز شما نادیده گرفته شود. 
به حکم مولا امیر المومنان یک بار به جامعه  پر از کینه ما لذت عفو و بخشایش را نشان بدهید تا هم او به زندگی باز گردد و چرا که همه ما محتاج به عفو و بخشایش الهی هستیم. 
مسعود پویان را ببخشید و اعدام نکنید!

- گزاشی از تلاش ها برای جلوگیری از اعدام و درخواست عفو از خانواده مقتولین «+»

س.ا.کوهزاد