محمود شاددل بصیر، از فعالان ملی-مذهبی گیلان درگذشت. آقای شاددل از فعالان سیاسی قدیمی گیلان بود. شاید قدیمیترین فعال سیاسی در قید حیات. همیشه خاطراتش را از دوران کودتا تعریف میکرد. بعد از انقلاب و در دولت موقت و تا سال ۱۳۶۶ مدیرکل ثبت اسناد استان گیلان بود. سالمترین دوران در آن سازمان پرفساد. این اواخر در محله منظریه رشت کتابفروشی باز کرده بود. با تابلویی سفید و خط نستعلیق سرخی که رویش نوشته شده بود؛ «مرغ سحر». تمام شخصیت ساده و باصفا و مقاومش را میشد در همین تابلو دید. کتابفروشیای بیآلایش و منظم که در آن عموما کتابهای مورد علاقه جریان سیاسی و فکریش را میآورد. از دوستداران دکتر مصدق، مهندس بازرگان و مهندس سحابی بود و از اعضای جریان ملی - مذهبی. و البته از دراویش گنابادی. عکس مرحوم مجذوبعلیشاه همیشه بالای سرش بود. سخت به او احترام میگذاشت. من اولین بار او را با پدرم در دفترش در اطراف سبز میدان رشت دیدم. آن سال برای تعمیر قلعه احمدآباد و مزار دکتر محمد مصدق کمک مالی جمع میکرد. کارهای خیرش البته فقط محدود به این موضوع نبود. همیشه دستی در کار نیک داشت. تا آنجا که وقتی سالهای آخر خودخواسته به آسایشگاه سالمندان رفت، بسیاری از اموالش، از جمله کتابفروشیاش را، به موسسه خیریه کمک به کودکان مبتلا به سرطان (محک) بخشید. آخرین بار اواخر تابستان ۸۸ دیدمش. پیرمرد را، که دیگر سالها بود بازنشسته سیاسی محسوب میشد، به طور مرتب بازجویی و تهدید میکردند. با آنکه پیر و بیمار و خسته بود. در گفتگوی آخر گفت وقتی میبیند که جوانان را در خیابان میزنند و بازداشت میکنند و او کاری نمیتواند بکند دلش به درد میآید. آن روز بسیار گریست. مرگ مهندس سحابی و قتل هاله و هدی تاثیر ویرانکننده بر او گذاشت. چند سال پیش، از دوستی که میدانستم معمولا به دیدارش میرود، درخواست کردم که سلامم را برساند و عکسی از او برایم بفرستد. محبت کرد و سلامم را رساند و این عکس را برایم فرستاد. در باغ محتشم رشت، شهری که خودش یکی از قدیمیهای آن شهر بود و در اطراف کتابفروشیاش در همان محله منظریه. میدانستم که چند سالی است به آسایشگاه سالمندان لاهیجان رفته است. چند باری خبرش را گرفتم. گفتند خسته و دلشکسته و تنهاست. میخواستم به طریقی با او تماس بگیرم و احوالش را بپرسم. متاسفانه تنبلی کردم و چنین نکردم. تا اینکه متوجه شدم یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹ که در همان جا بر اثر کهولت سن فوت کرده است.
خداوند او را ببخشاید و بیامرزاد و با انبیاء و اولیاء محشور کناد.
إنا لله وإنا إليه راجعون
س.ا.کوهزاد
