صفار قمی(۲۹۰ه ق) است که شاید برای اولین بار در کتاب «بصائر الدرجات» خود، شکل گستردهای از این روایت[داستان شاهدخت شهربانو] را گزارش میکند که باید به طور کامل نقل شود. این حدیثی است که به امام پنجم، ابوجعفر محمد باقر(ع) بر میگردد:
وقتی دختر یزدجرد را نزد[خلیفه] عمر[بن خطاب] آوردند، دختران مدینه از بامها به تماشای او آمدند و مسجد از پرتو جمالش نورانی شد. وارد مسجد که شد و چشم او به عمر افتاد، صورت خود را پوشانده گفت:«اه بیروز بادا هرمز»[به فارسی: اه پیروز باذا هرمز، اهورامزدا پیروز باد=خدا پیروز باد؟]. عمر خشمگین شده گفت:«مرا دشنام میدهد و خواست که به او حمله کند». امیرالمونین[امام علی(ع)] وساطت نمود و به عمر فرمود«تو را نمیرسد که چنین کنی! او را اجازه بده یکی از مسلمانان را برای خود انتخاب نماید سپس بهایش را [از آنجا که او کنیز است] در سهم آن مرد حساب کن». عمر به دختر گفت:«انتخاب کن!» او جلو آمد و دستش را بر سر حسین[بن علی(ع)] نهاد. امیر مومنان پرسید:«نام تو چیست؟»، دختر جواب داد:جهانشاه[به فارسی: شاه جهان]»، [حضرت] علی(ع) اضافه کرد:«شهربانویه نیز [به فارسی:بانوی سرزمین+پسوند معروف ایرانی «یه»]. سپس حضرت رو به حسین[ع] کرد و به او گفت:«ابوعبدالله [کنیه امام حسین(ع)] فرزندی از این زن برای تو متولد میشود که بهترین فرد روی زمین است» [یعنی امام علی ین حسین زینالعبدین(ع)].
در روایت صفار چند نکته قابل توجه است؛ ایرانیگری و خانواده سلطنتی هویداست. به نظر میرسد که برای اولین بار در متن، از عبارات فارسی استفاده شده است. اگر چه جمله فارسی بسیار کوتاه است، روش نثر، خیلی قدیمیتر است و به سبک اصطلاحاتی است که زندانیان جنگی ایرانی به کار میبردند. اگر برداشت نگارنده از جمله درست باشد، هدف آن تاکید بر پارسایی(بخوانید یکتاپرستی) شاهزاده است و نه حتما ایمان مزدایی او. در اینجا، وساطت حضرت علی است مسلما بیش از هر چیزی حایز اهمیت است. حضرت علی با علم به غیب و آینده، شاهزاده را میشناسد و از سرنوشتی که در انتظار اوست، آگاه است. دفاع از شاهزاده و همدستی کامل با او، و سخن گفتن به زبان وی و تاکید حضرت علی بر والاتباری او(آزادی در انتخاب شوهر) واکنش تند او در برابر عمر، توضیح روشن او که نمیتواند از عهده خواسته شاهزاده برآید و این خواسته ورای اوست، پیشگویی تولد امام آینده، همه اینها توجیهکننده اشاره به «فره» ایزدی است که توسط شاهزاده منتقل میشود و حقیقتی که این «فره»(فروغ) حتی میتواند مسجد پیامبر را در مدینه، جایی که خلیفه حکومت میکند، تابناک نماید.
هنگامی که ما به اهمیت تصور «نور» در امامیه توجه کنیم، این اطلاعات اهمیت بسزایی مییابد. به طور خلاصه میتوان گفت نور ولایت حامل علم باطنی و فرهمندی است که از راه نطفه منتقل میشود و از امام به امام انتقال مییابد. بدین ترتیب، از حضرت علی بن الحسین زینالعابدین(ع) به بعد، امامان حامل نور دوگانهاند: نور ولایت که از حضرت علی (ع) و فاطمه (س) (وبنابراین از حضرت محمد«ص») منتقل گردیده و «فره ایزدی» که از شاهان باستان ایران، توسط [شاهدخت] شهربانو. سرانجام،... این اولین متنی است که در آن شاهزاده ساسانی با این نام (شهربانویه) خوانده شده است. این چرخش معماگونه عبارت که بین حضرت علی (ع) و شاهدخت رد و بدل میشوند، شخص را به این سوال وا میداد که آیا این واقعا یکی از اسمهای شاهزاده است که حضرت علی (ع) آن را آشکار میکند و یا اینکه حضرت علی (ع) این نام را به عروس آینده خود میدهد. به هر حال، این پاسداری و همدستی میان طرفین غیر قابل انکار است.
محمدعلی امیرمعزی، ریشهها و باورهای عرفانی تشیع، [شاهدخت] شهربانو، بانوی ایرانزمین و مادر امامان، میان ایران پیش از اسلام و شیعه امامی، ص۷۶-۷۷
* تصویری از داخل آرامگاه/محل زندهمیری منسوب به شاهدخت شهربانو در کوهی به نام او در حومه ری
س.ا.کوهزاد