۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

ما به ایران فکر می کنیم و برخی از این عزیزان به اسقاط نظام


در دفاع از بیانیه ای که امضا کردم/کردیم و توضیح به عزیزانی که فکر می کنند این بیانیه خیانت به آرمان های سوریه و دفاع از جنایات اسد و دفاع از منافع نظام جمهوری اسلامی است با یاری از جمله زنده یاد مهندس سحابی باید گفت که 

"ما به ایران فکر می کنیم و برخی از این عزیزان به اسقاط نظام ..."

در این بیانیه آمده است که ...



روز شنبه همزمان با درگیری‌های سوریه میان حکومت بشار اسد و گروه‌های مخالف، ۴۸ تن از اتباع ایرانی توسط «ارتش سوریه آزاد» که تحت فرماندهی سرهنگ ریاض الاسعد قرار دارد در شهر دمشق ربوده شدند. طبق ماده سوم کنوانسیون ژنو گروگان‌گیری اکیداً ممنوع است، متأسفانه ارتش سوریه آزاد بی‌اعتنا به قواعد جنگ داخلی نه تنها اقدام به ربودن اتباع ایرانی کرده‌اند بلکه در حفظ جان و امنیت گروگان‌ها نیز کوتاهی کرده‌اند. بر اساس اخبار غیررسمی، بنا به اظهارات سخنگوی گردان البرا سه نفر از گروگان‌های ایرانی در روز شانزدهم مرداد کشته شده‌اند. اوضاع زمانی نگران‌کننده‌تر شده است که معتصم الاحمد در گفتگویی با خبرگزاری رویترز اعلام کرده است ممکن است به دلیل حملات ارتش سوریه به مواضع آن‌ها، ۴۵ گروگان ایرانی دیگر را نیز اعدام کنند.
ما امضاکنندگان این بیانیه با ابراز نگرانی شدید نسبت به جان هم‌میهنان‌مان از طرفین دعوا و به ویژه ارتش سوریه آزاد که مسئولیت جان گروگان‌های ایرانی را بر عهده دارد، می‌خواهیم تا فارغ از اختلافات خود با حاکمیت ایران و سوریه، تعهد خود را نسبت به قواعد «مرتن کلواس» که در کنوانسیون ژنو تعریف شده، اعلام کند. بر اساس این قوانین طرفین درگیر در جنگ لازم است به «وجدان و انسانیت» احترام بگذارند. به این اعتبار دفاع از جان اتباع دیگر کشورها از اصول اولیه احترام به چارچوب‌های جنگ است. مایل هستیم تا سرهنگ ریاض الاسعد که بهمن ماه سال ۹۰ گفته بود «هیچ‌گونه دشمنی با مردم ایران نداریم» با آزادی اتباع ایرانی ربوده شده ادعای خود را به اثبات برساند. ما همزمان کشته شدن هزاران غیرنظامی سوریه توسط ارتش این کشور را محکوم می‌کنیم. به باور ما دولت سوریه می بایست به بنیادین‌ترین حق شهروندان خود یعنی حق تعیین سرنوشت سیاسی کشورشان احترام بگذارد و به کشتار پایان دهد.
ما امضاکنندگان این بیانیه ضمن دفاع از خواسته‌های دموکراتیک شهروندان سوریه و آرزوی بازگشت هر چه سریع‌تر صلح و آرامش به این کشور‌، عمیقاً تعهد طرفین درگیر بر حفظ جان اتباع ایرانی و آزادی سریع ایرانیانی که برای زیارت به این کشور سفر کرده بودند را خواستاریم. همزمان از دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز می‌خواهیم تأمین امنیت جانی گروگان‌ها و بازگرداندن سریع آن‌ها به میهن را در رأس سیاست خود در قبال سوریه قرار دهند و از هر گونه مداخله در امور داخلی این کشور که موحب تحریک گروگان‌گیرها می‌شود اکیداً اجتناب کند. حاکمیت ایران همچنین موظف است به دور از تبلیغات کاذب، به شهروندان ایرانی داخل کشور اطلاعات دقیقی نسبت به وضعیت واقعی سوریه امروز ارائه دهد.
گروه‌های درگیر در سوریه باید در نظر داشته باشند که ملت ایران و ملت سوریه تاریخی درخشان از روابط دوستانه و انسانی را تجربه کرده‌اند و ریشه‌های مشترک فرهنگی قدرتمندی دارند. نباید از یاد برد که ریخته شدن خون اتباع ایرانی در این کشور می‌تواند تأثیر هولناکی بر حافظه جمعی ملت ایران داشته باشد. بی‌گمان رفتار انسانی و مسئولانه‌ ارتش سوریه آزاد و ارتش حکومت سوریه با هم‌وطنان‌مان در حافظه‌ی تاریخی این ملت باقی خواهد ماند و در ایجاد رابطه‌ی پایدار و دوستانه در آینده‌ای فارغ از جنگ و خونریزی اثرگذار خواهد بود.



برای من فرقی نمی کند این افراد که در سوریه به گروگان گرفته شدند برای زیارت رفته اند یا کار دیگر. سپاهی اند یا زائر یا بازنشسته ارتش. هر چه هستند ایرانی اند و برای من ایرانی حکم برادر و خواهر را دارد. 

س.ا.کوهزاد

۱۳۹۱ مرداد ۱۲, پنجشنبه

خواب آشفته کیهان شریعتمداری برای مطالعات ایرانی

چند ماه پیش دوستی متن نامه یک دانش آموخته کارشناسی ارشد یکی از رشته های علوم انسانی در یکی از دانشگاه های معتبر ایران را به استاد یکی از دانشگاه های هلند را در فیس بوک خود قرار داد و به نقد شیوه نامه نگاری و سطح نامطلوب زبان انگلیسی در نامه اشاره داشت. بحث و گفتگو در ذیل این پیوند فیس بوکی این نتیجه را داشت که عدم ارتباط دانشگاه های ایرانی با دانشگاه های خارجی یکی از عوامل احساس استغنای دانشجویان ایرانی است. حتی در عدم آموزش و یادگیری درست زبان های دیگر علمی و به دلیل این عدم ارتباط دانشگاه های ایرانی و به طبع آن دانشجویان ایرانی به شدت آسیب دیده اند و نتوانسته اند با حضور در مجامع و محیط های علمی علاوه بر نمایش توانمندی های خودشان وارد چرخه نقد های علمی بشوند.

از این ماجرا چند ماهی می گذرد. یقینا همه ما چنین ماجرای هایی در خاطره خودمان داریم. اما این چند هفته اتفاق هایی از این دست و به مراتب مهم تر و البته دردآور تر هم رخ داده است. «انجمن بین المللی ایران شناسی» که هر دو سال یک بار «کنفرانس دو سالانه ایرانشناسی» را برگذار می کند قرار بود نهمین دوره این همایش را این بار و برای راحتی بیشتر پژوهشگران ایرانی در استامبول ترکیه برگذار کند و همچنین قرار بود ده ها نفر از بیش از 250 پژوهشگر دعوت شده از ایران ارائه مقاله داشته باشند.
اما گویا برگذار کنندگان یک مشکل/نفر/فکر را از یاد برده بودند یا در محاسبات خودشان قرار نداده بودند؛ حسین شریعتمداری
از دو- سه هفته «+»پیش کیهان شروع کرد به سمپاشی و لجن پراکنی های معمول در مورد این کنفرانس و برگذارکننده ها و دیگر زوایای پنهان و تاریکی که تنها در این دنیای کوچک/بزرگ، کیهان شریعتمداری است که توانایی دید آنها را دارد! به هر حال ظرف چند هفته یا بهتر بگویم چند روز تمام کارهای شبانه روزی و ماهانه و گاه سالانه ده ها پژوهشگر ایرانی برای نقد و بررسی علمی دستاورد های علمی خودشان با این لجن پراکنی ها و رذالت های اخلاقی نقش بر آب شد. مکتوب پیروزی کیهان در اینکه باعث شده با رعب و ترس بخش اعظم و شاید تمام پژوهشگران ایرانی مقیم و همکار دانشگاه های ایران را از حضور در این کنفرانس محروم کند به غایت مشمئز کننده و البته تلخ بود و نمادی است از شیوه حکومت اراذلی که کمترین احترام را از اخلاق و دستاوردهای علمی می گذارند «+»
علم با نقد و گفتگو است که رشد می کند و بدون حضور فعال پژوهشگران در محافل علمی نمی توان انتظار رشد علمی آنها و نهاد های علمی را داشت. این ایزوله کردن پژوهشگران ایرانی و نهاد های علمی و آکادمیک در ایران و البته محروم کردن نهاد ها و انجمن های علمی بین المللی از توانایی پژوهشگران مقیم ایران ضربه ای جبران ناپذیر به حیات علمی ایران و ایرانیان به صورت اعمم و مطالعات ایرانشناسی در اینجا به صورت اخص وارد می کند. و این در حالی است که حضور و بنیان گذاری نهاد های علمی، دپارتمان های تخصصی و مراکز علمی و آموزش کشورهای همسایه از جمله ترک پژوهی و عرب پژوهی با مساعدت دولت های ترکیه و بسیاری از دولت های عربی به شکل حیرت انگیزی افزایش یافته وهر چه مراکز ایرانشناسی رو به افول و است و بسیاری از آنها نیز تعطیل شده مراکز علمی و آموزشی دیگر کشورها رونق و جاذبه زیادی به خود گرفته است.
واقعا نمی دانم در برابر این رذالت ها چه می توان کرد اما تصور می کنم انجمن های علمی و برگزار کنندگان چنین همایش ها و کنفرانس های می توانند و باید برای این مشکل بزرگ راه حلی بیاندیشند ....


س.ا.کوهزاد