چند ماه پیش دوستی متن نامه یک دانش آموخته کارشناسی ارشد یکی از رشته های علوم انسانی در یکی از دانشگاه های معتبر ایران را به استاد یکی از دانشگاه های هلند را در فیس بوک خود قرار داد و به نقد شیوه نامه نگاری و سطح نامطلوب زبان انگلیسی در نامه اشاره داشت. بحث و گفتگو در ذیل این پیوند فیس بوکی این نتیجه را داشت که عدم ارتباط دانشگاه های ایرانی با دانشگاه های خارجی یکی از عوامل احساس استغنای دانشجویان ایرانی است. حتی در عدم آموزش و یادگیری درست زبان های دیگر علمی و به دلیل این عدم ارتباط دانشگاه های ایرانی و به طبع آن دانشجویان ایرانی به شدت آسیب دیده اند و نتوانسته اند با حضور در مجامع و محیط های علمی علاوه بر نمایش توانمندی های خودشان وارد چرخه نقد های علمی بشوند.
از این ماجرا چند ماهی می گذرد. یقینا همه ما چنین ماجرای هایی در خاطره خودمان داریم. اما این چند هفته اتفاق هایی از این دست و به مراتب مهم تر و البته دردآور تر هم رخ داده است. «انجمن بین المللی ایران شناسی» که هر دو سال یک بار «کنفرانس دو سالانه ایرانشناسی» را برگذار می کند قرار بود نهمین دوره این همایش را این بار و برای راحتی بیشتر پژوهشگران ایرانی در استامبول ترکیه برگذار کند و همچنین قرار بود ده ها نفر از بیش از 250 پژوهشگر دعوت شده از ایران ارائه مقاله داشته باشند.
اما گویا برگذار کنندگان یک مشکل/نفر/فکر را از یاد برده بودند یا در محاسبات خودشان قرار نداده بودند؛ حسین شریعتمداری
از دو- سه هفته «+»پیش کیهان شروع کرد به سمپاشی و لجن پراکنی های معمول در مورد این کنفرانس و برگذارکننده ها و دیگر زوایای پنهان و تاریکی که تنها در این دنیای کوچک/بزرگ، کیهان شریعتمداری است که توانایی دید آنها را دارد! به هر حال ظرف چند هفته یا بهتر بگویم چند روز تمام کارهای شبانه روزی و ماهانه و گاه سالانه ده ها پژوهشگر ایرانی برای نقد و بررسی علمی دستاورد های علمی خودشان با این لجن پراکنی ها و رذالت های اخلاقی نقش بر آب شد. مکتوب پیروزی کیهان در اینکه باعث شده با رعب و ترس بخش اعظم و شاید تمام پژوهشگران ایرانی مقیم و همکار دانشگاه های ایران را از حضور در این کنفرانس محروم کند به غایت مشمئز کننده و البته تلخ بود و نمادی است از شیوه حکومت اراذلی که کمترین احترام را از اخلاق و دستاوردهای علمی می گذارند «+»
علم با نقد و گفتگو است که رشد می کند و بدون حضور فعال پژوهشگران در محافل علمی نمی توان انتظار رشد علمی آنها و نهاد های علمی را داشت. این ایزوله کردن پژوهشگران ایرانی و نهاد های علمی و آکادمیک در ایران و البته محروم کردن نهاد ها و انجمن های علمی بین المللی از توانایی پژوهشگران مقیم ایران ضربه ای جبران ناپذیر به حیات علمی ایران و ایرانیان به صورت اعمم و مطالعات ایرانشناسی در اینجا به صورت اخص وارد می کند. و این در حالی است که حضور و بنیان گذاری نهاد های علمی، دپارتمان های تخصصی و مراکز علمی و آموزش کشورهای همسایه از جمله ترک پژوهی و عرب پژوهی با مساعدت دولت های ترکیه و بسیاری از دولت های عربی به شکل حیرت انگیزی افزایش یافته وهر چه مراکز ایرانشناسی رو به افول و است و بسیاری از آنها نیز تعطیل شده مراکز علمی و آموزشی دیگر کشورها رونق و جاذبه زیادی به خود گرفته است.
واقعا نمی دانم در برابر این رذالت ها چه می توان کرد اما تصور می کنم انجمن های علمی و برگزار کنندگان چنین همایش ها و کنفرانس های می توانند و باید برای این مشکل بزرگ راه حلی بیاندیشند ....
س.ا.کوهزاد
از این ماجرا چند ماهی می گذرد. یقینا همه ما چنین ماجرای هایی در خاطره خودمان داریم. اما این چند هفته اتفاق هایی از این دست و به مراتب مهم تر و البته دردآور تر هم رخ داده است. «انجمن بین المللی ایران شناسی» که هر دو سال یک بار «کنفرانس دو سالانه ایرانشناسی» را برگذار می کند قرار بود نهمین دوره این همایش را این بار و برای راحتی بیشتر پژوهشگران ایرانی در استامبول ترکیه برگذار کند و همچنین قرار بود ده ها نفر از بیش از 250 پژوهشگر دعوت شده از ایران ارائه مقاله داشته باشند.
اما گویا برگذار کنندگان یک مشکل/نفر/فکر را از یاد برده بودند یا در محاسبات خودشان قرار نداده بودند؛ حسین شریعتمداری
از دو- سه هفته «+»پیش کیهان شروع کرد به سمپاشی و لجن پراکنی های معمول در مورد این کنفرانس و برگذارکننده ها و دیگر زوایای پنهان و تاریکی که تنها در این دنیای کوچک/بزرگ، کیهان شریعتمداری است که توانایی دید آنها را دارد! به هر حال ظرف چند هفته یا بهتر بگویم چند روز تمام کارهای شبانه روزی و ماهانه و گاه سالانه ده ها پژوهشگر ایرانی برای نقد و بررسی علمی دستاورد های علمی خودشان با این لجن پراکنی ها و رذالت های اخلاقی نقش بر آب شد. مکتوب پیروزی کیهان در اینکه باعث شده با رعب و ترس بخش اعظم و شاید تمام پژوهشگران ایرانی مقیم و همکار دانشگاه های ایران را از حضور در این کنفرانس محروم کند به غایت مشمئز کننده و البته تلخ بود و نمادی است از شیوه حکومت اراذلی که کمترین احترام را از اخلاق و دستاوردهای علمی می گذارند «+»
علم با نقد و گفتگو است که رشد می کند و بدون حضور فعال پژوهشگران در محافل علمی نمی توان انتظار رشد علمی آنها و نهاد های علمی را داشت. این ایزوله کردن پژوهشگران ایرانی و نهاد های علمی و آکادمیک در ایران و البته محروم کردن نهاد ها و انجمن های علمی بین المللی از توانایی پژوهشگران مقیم ایران ضربه ای جبران ناپذیر به حیات علمی ایران و ایرانیان به صورت اعمم و مطالعات ایرانشناسی در اینجا به صورت اخص وارد می کند. و این در حالی است که حضور و بنیان گذاری نهاد های علمی، دپارتمان های تخصصی و مراکز علمی و آموزش کشورهای همسایه از جمله ترک پژوهی و عرب پژوهی با مساعدت دولت های ترکیه و بسیاری از دولت های عربی به شکل حیرت انگیزی افزایش یافته وهر چه مراکز ایرانشناسی رو به افول و است و بسیاری از آنها نیز تعطیل شده مراکز علمی و آموزشی دیگر کشورها رونق و جاذبه زیادی به خود گرفته است.
واقعا نمی دانم در برابر این رذالت ها چه می توان کرد اما تصور می کنم انجمن های علمی و برگزار کنندگان چنین همایش ها و کنفرانس های می توانند و باید برای این مشکل بزرگ راه حلی بیاندیشند ....
س.ا.کوهزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر