تاسیان
نگاه کن| هنوز آن بلند دور| کهربای آرزوست
۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه
به نام خدا
به نام خدا
- گفت
سرمست نئی
مست خیالی و شکی
من پر و بالت ندهم
- مرده شدم ، گریه شدم
- گفتم
أَمَّنْ یُجیبُ المُضطرَّ اِذا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ
- دولت عشق آمد
- سرمست
ز طرب آکنده
زنده
خنده
- از شطحیات زندان / زمستان 88
س.ا.کوهزاد
۱ نظر:
ناشناس
بهمن ۲۱, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۲ ب.ظ.
سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
پاسخ دادن
حذف
پاسخها
پاسخ دادن
افزودن نظر
بارگیری بیشتر...
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
پاسخ دادنحذف