در زندگی از خیلی چیزها واهمه و ترس عجیبی دارم. یکی از بزرگترین آنها از دست دادن عزیزانم است پیش از مرگ خودم. نه توان آن را دارم و نه قدرت آن و نه ظرفیت پذیرش اش را. عزیزانم اما تنها محدود به خانواده و دوستان نزدیکم نیستند کسانی در این دایره زندگانی ام قرار دارند که اگر چه به شخصه من را نمی شناسند اما در روح و جان من هستند. هرگاه خدای ناکرده به زندگی ای بدون آنها فکر می کنم توان آن را دارم که ساعت ها شیون و زاری پیش از واقعه کنم. خدایش بیامرزاد پدر منتظری از این گروه بود و خدایش حفظ کناد استاد شجریان نیز برای من از این گروه است.
اما از بزرگترین خوشی ها و لذت ها و سرافرازی های زندگانی ام هم این است که زمانه و زمینه زیست می کنم که او هست و آواز الهی اش را شنیده و می شنوم. می توانم فخر و مباحات کنم که در روزگاری زندگی کرده ام که آواز او و ساز همراه اش را شنیده ام. به شکرانه این نعمت هر روز و لحظه واجب است دعای سلامتی و طول عمر برای خسرو اواز ایران در این یکم مهر ، سالروز میلاد خجسته و مفرح ایشان ....
| بی همگان به سر شود بیتو به سر نمیشود | داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود | |
| دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو | گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود | |
| جان ز تو جوش میکند دل ز تو نوش میکند | عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود | |
| خمر من و خمار من باغ من و بهار من | خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود | |
| جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی | آب زلال من تویی بیتو به سر نمیشود | |
| گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی | آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود | |
| دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی | این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود | |
| بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی | باغ ارم سقر شدی بیتو به سر نمیشود | |
| گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم | ور بروی عدم شوم بیتو به سر نمیشود | |
| خواب مرا ببستهای نقش مرا بشستهای | وز همهام گسستهای بیتو به سر نمیشود | |
| گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من | مونس و غمگسار من بیتو به سر نمیشود | |
| بی تو نه زندگی خوشم بیتو نه مردگی خوشم | سر ز غم تو چون کشم بیتو به سر نمیشود | |
| هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد | هم تو بگو به لطف خود بیتو به سر نمیشود |
آمین ، یا رب العالمین ...
س.ا.کوهزاد

پدر منتظری بزرگ بود، نه بدان دلیل که استاد بیبدیل فقه بود. بدان دلیل که به رغم بلندی مرتبه خود را با تمامی اقشار جامعه از ضعیف و قوی، فقیر و غنی مسلمان و غیر مسلمان و... هم طراز میدانست و خود را درکنار آنها. واستاد شجریان بزرگ است نه به خاطر استادی بیبدیل در آواز و آوای آسمانی، به همان دلیل که در برابر سلاطین و فراعنه که خود را برتر از خدا میخواندند، خس و خاشاک و از جنس مردم نامید. زنده باشند و زنده باشید.
پاسخ دادنحذف