۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه

کشتی چون شیر بی یال و دم و اشکم ...





رزم در فرهنگ ایرانی به دو معنا به کار می رود. یکی به معنای جنگ است و دیگری به معنای تمرین جنگ! آنچه تمرین جنگ گفته ام همان ورزش است و به معنای دقیق تر تربیت بدن. شهروندان فضیلت مند آنان که حافظان شهر بودند یا آنان که ما پهلوان می خوانیم اگر در رزم جنگی نمی بودند برای آمادگی رویارویی با دشمنان به تمرین و پرورش بدن خود می پرداختند. قهرمانان جنگ، پهلوانان ورزش نیز بودند. ورزشی که پهلوانان قدیم سخت به آن دلبسته بودند کشتی بود. ورزشی چون جنگ تنانه با حریفی که در زمان جدال حکم دشمن را داشت. همان طور که در جنگ زنان حضور فعال نداشتند در ورزش نیز حضور نداشتند. نه به عنوان مبارز جنگی و نه به عنوان مبارز ورزشی و نه حتی به عنوان نظاره گر این رزم. ممنوعیت حضور تماشاگران در ورزشگاه ها و میدانین مبارزه مشابه آنچه امروز در ایران رایج است در یونان باستان حتی برای نظاره گرایان پنهانی به قیمت زندگی آن زنان تمام می شد. به معنای دقیق تر ارزش هایی که در ورزش به صورت اعمم و کشتی به صورت اخص وجود داشت ارزش های مردانه بود. ورزش چون جنگ دارای هسته سختی از ارزش ها و هنجار هایی است که سخت مردانه است. ارزش هایی که گمان می رفت برای دستیابی به افتخار و جلال باید مقید به آن بود. اما این ارزش ها در گذر زمان و در دنیای امروز به شدت مورد تهدید و انتقاد قرار گرفته است. دنیای امروز ما دنیایی است با ارزش های زنانه. البته ارزش های که زنانه است نه از آن زنان. امروز دیگر کسی از خشونت در جنگ و ورزش دفاع نمی کند. کسی از خون ریزی و درد آنان لذت نمی برد. کسی برای ورزش به مثابه مبارزه گلادیاتور ها شادی نمی کند. با معیارهای امروز ما این نبرد ها غیر انسانی، ضد حقوق بشر و برای سلامتی روحی و جسمی خطرناک است. حتی حقوق حیوانات و گیاهان هم برای مردمان مدرن ارزشمند تر از این هنجار های مردانه است. کمی عینی تر بگویم امروز دیگر کسی از بدن های ضربه خورده، صورت های شکسته، ضربه های سنگین نه تنها لذت نمی برد بلکه به شدت از آن گریزان است. حریف در میدان ورزش دیگر جای دشمن نیست بلکه دوست تو است. به تربیت بدن نمی پردازید تا روزی حافظان شهر باشید بلکه برای پول، تبلیغات و سرگرمی ورزش می کنید. !
بدیهی است در این روزگار و با این دید کشتی بدترین ورزش از نظر ارزش های دوران مدرن است! در ایده ئولوژی پول غرق نشده و پول ساز نیست. در برابر ایده ئولوژی سلامتی با پرسش های جدی رو به روست و جذابیت های جنسی دیگر ورزش ها را نیز دارا نیست.همه و همه اینها باعث می شود که سافتبال! و اسکواش! بر کشتی ارجعیت داشته باشد.
کمیته بین المللی المپیک بعد از رد کردن کشتی یک بار دیگر حکم به بازگشت کشتی به خانه خود ، المپیک،را داده است  اما بازگشتی که دیر یا زود بار دیگر با هجوم ارزش های امروزیان مواجه خواهد شد. حتی اگر با تغییرات جدید به جای دوبنده، مبارزان با نیم تنه برهنه حضور پیدا کنند یا وزن های زنان در آن افزایش یاد تا جذابیت های جنسی برای آن به وجود بیاید و اندکی سرگرم کننده و مشتری پسند شود. 
کشتی ماند، اما به نظر می رسد کشتی نیز همانند بسیاری از ورزشهای دیگر ارزش های پهلوانی و مردانه و ذاتی خود تهی خواهد شد.
شیر بی یال و دم اشکم ...
س.ا.کوهزاد

۱ نظر: