۱۳۹۲ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

باز هم «پیله برفی سال»

سال ۸۳ در رشت برف وحشتناکی آمد. آنقدر بارش بود، که برف تا سقف خانه ما در رشت بالا آمده بود! چهار- پنج روز بارش برف سنگین در ‌‌‌نهایت در روز ۲۲ بهمن کار خودش را کرد و شهر را کاملا فلج کرد. تمام راه‌های ورودی و خروجی رشت و مناطق اطراف بسته شد. هزاران نفر در جاده‌ها، شهر و مناطق اطراف در برف گیر کردند. برق، آب، تلفن و بخشی از گاز محلی قطع شد. حتی یک بسته نان در شهر پیدا نمی‌شد. تمام فروشگاه‌ها بسته بود و اگر هم باز بود دیگر چیزی برای فروش نداشت و این بماند که قیمت‌ها ناگهان چند برابر شد. حالا در تمام روزهایی که برف می‌امد مسئولان شهر به ویژه شهردار و استاندار محترم فقط یک خیابانی را برف روبی کردنده بودند. خیابان امام، که قرار بود در آن راهپیمایی روز انقلاب برگذار شود. شهرداری رشت که گویا ماشین برف روب هم نداشت و این در حالی بود که من‌‌ همان ماه‌ها خوانده بودند که شهرداری بندرعباس دو دستگاه ماشین برف روب خریداری کرده است. نیروهای نظامی و انتظامی که می‌بایست به داد مردم برسند خودشان تبدیل به مشکل شدند. لشکر ۱۶ پیاده قدس سپاه تمام سربازان خود را در آن هوای سرد و کولاک مرخص کرد و نیروی انتظامی هم تا یک هفته در شهر وجود خارجی نداشت. نه تدابیری برای امنیت و نه حتی گشت ارشاد! خدا پدر سربازان و افسران نیروی دریایی مستقر در پادگان پل عراق رشت را بیامرزد که اقلا نان بخشی از مردم را تامین کردند!
در تمام این وضعیت هولناک استاندار غیر بومی گیلان، در تماسی با شبکه دو سیما اعلام کرد مشکل حادی وجود ندارد! (مضمون) اما رشت بعد از برف مثل شهر جنگ زده شده بود و انگار شهر را بمباران کرده بودند. هزاران خانه در شهر‌ها و روستا‌های اطراف ویران شدند. محله‌های قدیمی و بافت فرسوده رشت تقریبا نابود شده بود. مغازه‌ها و کارگاه‌های فنی به شدت آسیب دیده بود. بنا بر آمار رسمی ۱۰ نفر کشته شدند و صد‌ها میلیارد به مردم و اقتصاد ضعیف گیلان ضربه وارد شد. خود من جسد یک بنده خدایی را دیدم که در زیر برف روی نردبانی گذاشته بودند و به گورستان می‌بردند.
آن استاندار محترم و مسئول و کارآمد! توسط دولت «تدبیر و امید» ترفیع گرفت و الان رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. جناب مسعود سلطانی فر را می‌گویم که از زنجان، استاندار گیلان شده بود و در بی‌کفایتی و ناکارآمدی در گیلان کم نگذاشت. به یاد دارم وقتی سه سال بعد بار دیگر یک برف سنگینی در گیلان آمد دیگر از آن بحران در رشت خبری نبود! این یعنی که می‌شد با اتخاذ تدابیری جلوی بحرانی شدن شرایط را گرفت و آسیب‌ها را به حداقل کاهش داد. اما این را هم بگویم در‌‌ همان سال در دیگر مناطقی مانند انزلی و لاهیجان بحران به وجود آمد! گویا چیزی به نام انتقال تجربه و مدیریت بحران استانی وجود خارجی نداشت.
این‌ها را گفتم تا بگویم باز هم مناطقی در گیلان دچار بحران برف شده است. چیزی که کاملا قابل پیش بینی بود. مناطقی در شرق گیلان در چابکسر و رودسر و به ویژه در غرب گیلان در محل پدری من منطقه گسکرات، سوماسرا (صومعه سرا)، تولمات و منطقه آبکنار دچار بحران برف شده و تا الان ده‌ها خانه و واحد تجاری ویران شده است. بی‌کفایتی و بی‌مسئولیتی در ولایت گیلان قاعده است و نه استثنا. استاندار کنونی گیلان هم تازه سه روز پیش محل ستاد بحران گیلان را افتتاح کرده است!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

- مقاله ای در مورد «برف‌های سنگین جلگه‌ی گیلان؛ مروری بر سابقه‌ی تاریخی و تبیین علل رخداد» + 

س.ا.کوهزاد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر