چند روز پیش در شبکه های آن لاین خواندم که فردی/افرادی نوشته بودند اگر ما با مردم معترض در جنبش سبز کنار می آمدیم و خواسته های آنها را می پذیرفتیم، امروز وضعیت ایران شبیه به عراق و سوریه بود!
پنج سال پیش وقتی نتایج انتخابات اعلام شد و مهندس موسوی قرار بود در مورد نتایج انتخابات تصمیم گیری کند، گروه های مختلف به دیدار او می رفتند و نظرات خودشان را می گفتند. بیشتر افرادی حکومتی هم ایشان را تشویق می کردند که کوتاه بیاید. اما خط قرمز مهندس معلوم بود. «حقوق ملت»
نتیجه این مشورت ها آن بیانیه تاریخی شماره یک شد و تاکید کرد که برای دفاع از کشور، نظام، مردم و آینده کشور «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهد شد»
یکی از مسائلی که مهندس موسوی در همان روز به همه گفت این بود که اگر کوچکترین تصوری داشته باشد که حاکمیت ملی، استقلال، تمامیت ارضی و وحدت ملی ایران به خطر می افتد یقینا کوتاه خواهد آمد. به تعبیر او دیکتاوری در ایران دیر یا زود می رود اما ایران باید بماند. با تمام اتهام زنی های امپراتوری دروغ در مورد که تظاهرات مسالمات آمیز و قانونی مردم معترض را آشوبگرانه خوانند مهندس موسوی از همان روز های اول اعتراضات و تنها پنج روز بعد از انتخابات در بیانیه شماره 3 به صراحت می گوید که«حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست» و در تمام طول جنبش سبز هم از این زاویه به مسائل نگاه می کرد و دغدغه او مانند همه دوران جنگ تحمیلی دفاع از کشور بود و مرتب نسبت به شرایط بد اقتصادی، سیاسی کشور هشدار می داد و مداوم تکرار می کرد که این رفتار حکومت، ایران را تضعیف می کند و تنها یک ایران قوی و متحد می تواند از خود و دوستانش در منطقه دفاع کند. و برای یک ایران قوی داشتن این مردم هستند که باید در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند و آن ها هستند که در زمان خطر مانند همیشه از ناموس خودشان دفاع می کنند. دکتر امیرارجمند، مشاور مهندس، هم هفته پیش به بی بی سی گفت از جایی مهندس خبردار شد که توان نیرهای سپاه تضعیف شده بود اما مهندس از جایی بیشتر ادامه نداد به این دلیل که نگران امنیت ملی کشور بود.(مضمون)
به نظرم جنبش سبز برادری خودش را برای دفاع از امنیت ملی، حاکمیت ملی، قانون و منافع ملی کشور به اثبات رسانده است. اما الان باید از بخشی از حاکمیت سوال کرد که در این جهت چه قدمی برداشته است. چرا حاضر است با دشمنان خود سر میز مذاکره بنشیند اما با منتقدانی که دغدغه ای جز دفاع از کشور، توسعه و مبارزه با مفاسد و امثالهم ندارند، حاضر به مذاکره برای بیرون رفتن از مشکل نیست؟ تنش زدایی در خارج از کشور را به پیش برده است اما تنش زدایی از مردم خود را نقطه ضعف می داند؟ آیا امروز حرف های مهندس موسوی به اثبات نرسید وقتی که فسادهای هزاران میلیاردی اقتصادی دولت احمدی نژاد آشکار شده و حتی وزرای او و تمام کسانی که خود را به او می چسباندند امروز از او اعلام برائت می کنند؟ آیا حصر رهبران مردم و زندانی کردن شریف ترین شهروندان این کشور در جهت منافع ملی کشور است؟ آیا پاره پاره کردن مردم و ایجاد فضای ناامنی برای خواسته های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می تواند وحدت ملی ایرانیان را تامین کند؟ آیا سپاهی که به تعبیر مهندس موسوی در همه امور سیاسی و اقتصادی دخالت کند و چرتکه بدست بالا و پایین رفتن قیمت سهام را پیگیری کند می تواند از جان، مال و ناموس ملت محافظت کند؟ آیا تحمیل احمدی نژادی که در سفاهت و ویرانگری دست کمی از داعش نداشت به قوی تر شدن کشور انجامید؟
اینها دغدغه های ماست. امروز رفع حصر کنید، زندانیان بی گناه را آزاد کنید و در کشور حاکمیت قانون را برقرار کنید آنگاه خواهید دید رهبران مردم و همین زندانیان پرشکوه ترین مدافعان کشور خواهند بود. مانند همیشه انان تسلیم هیچ صحنه آرایی دشمنان کشور نخواهند شد.
س.ا.کوهزاد
پنج سال پیش وقتی نتایج انتخابات اعلام شد و مهندس موسوی قرار بود در مورد نتایج انتخابات تصمیم گیری کند، گروه های مختلف به دیدار او می رفتند و نظرات خودشان را می گفتند. بیشتر افرادی حکومتی هم ایشان را تشویق می کردند که کوتاه بیاید. اما خط قرمز مهندس معلوم بود. «حقوق ملت»
نتیجه این مشورت ها آن بیانیه تاریخی شماره یک شد و تاکید کرد که برای دفاع از کشور، نظام، مردم و آینده کشور «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهد شد»
یکی از مسائلی که مهندس موسوی در همان روز به همه گفت این بود که اگر کوچکترین تصوری داشته باشد که حاکمیت ملی، استقلال، تمامیت ارضی و وحدت ملی ایران به خطر می افتد یقینا کوتاه خواهد آمد. به تعبیر او دیکتاوری در ایران دیر یا زود می رود اما ایران باید بماند. با تمام اتهام زنی های امپراتوری دروغ در مورد که تظاهرات مسالمات آمیز و قانونی مردم معترض را آشوبگرانه خوانند مهندس موسوی از همان روز های اول اعتراضات و تنها پنج روز بعد از انتخابات در بیانیه شماره 3 به صراحت می گوید که«حساب ما از کسانی که با آشوب و تخریب اموال خصوصی و عمومی فضای جامعه را متشنج کنند و آن را به سوی هرج و مرج ببرند جداست» و در تمام طول جنبش سبز هم از این زاویه به مسائل نگاه می کرد و دغدغه او مانند همه دوران جنگ تحمیلی دفاع از کشور بود و مرتب نسبت به شرایط بد اقتصادی، سیاسی کشور هشدار می داد و مداوم تکرار می کرد که این رفتار حکومت، ایران را تضعیف می کند و تنها یک ایران قوی و متحد می تواند از خود و دوستانش در منطقه دفاع کند. و برای یک ایران قوی داشتن این مردم هستند که باید در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند و آن ها هستند که در زمان خطر مانند همیشه از ناموس خودشان دفاع می کنند. دکتر امیرارجمند، مشاور مهندس، هم هفته پیش به بی بی سی گفت از جایی مهندس خبردار شد که توان نیرهای سپاه تضعیف شده بود اما مهندس از جایی بیشتر ادامه نداد به این دلیل که نگران امنیت ملی کشور بود.(مضمون)
به نظرم جنبش سبز برادری خودش را برای دفاع از امنیت ملی، حاکمیت ملی، قانون و منافع ملی کشور به اثبات رسانده است. اما الان باید از بخشی از حاکمیت سوال کرد که در این جهت چه قدمی برداشته است. چرا حاضر است با دشمنان خود سر میز مذاکره بنشیند اما با منتقدانی که دغدغه ای جز دفاع از کشور، توسعه و مبارزه با مفاسد و امثالهم ندارند، حاضر به مذاکره برای بیرون رفتن از مشکل نیست؟ تنش زدایی در خارج از کشور را به پیش برده است اما تنش زدایی از مردم خود را نقطه ضعف می داند؟ آیا امروز حرف های مهندس موسوی به اثبات نرسید وقتی که فسادهای هزاران میلیاردی اقتصادی دولت احمدی نژاد آشکار شده و حتی وزرای او و تمام کسانی که خود را به او می چسباندند امروز از او اعلام برائت می کنند؟ آیا حصر رهبران مردم و زندانی کردن شریف ترین شهروندان این کشور در جهت منافع ملی کشور است؟ آیا پاره پاره کردن مردم و ایجاد فضای ناامنی برای خواسته های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می تواند وحدت ملی ایرانیان را تامین کند؟ آیا سپاهی که به تعبیر مهندس موسوی در همه امور سیاسی و اقتصادی دخالت کند و چرتکه بدست بالا و پایین رفتن قیمت سهام را پیگیری کند می تواند از جان، مال و ناموس ملت محافظت کند؟ آیا تحمیل احمدی نژادی که در سفاهت و ویرانگری دست کمی از داعش نداشت به قوی تر شدن کشور انجامید؟
اینها دغدغه های ماست. امروز رفع حصر کنید، زندانیان بی گناه را آزاد کنید و در کشور حاکمیت قانون را برقرار کنید آنگاه خواهید دید رهبران مردم و همین زندانیان پرشکوه ترین مدافعان کشور خواهند بود. مانند همیشه انان تسلیم هیچ صحنه آرایی دشمنان کشور نخواهند شد.
س.ا.کوهزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر