زبان عربی همیشه چیزهایی دارد که آدم را به هیجان میآورد. چند وقت پیش متنی را از استاد ملکیان میخواندم. به واژه "مسامره" اشاره کرد. مسامره به معناي نجوای عاشق و معشوق در گوش يكديگر در دل شب است. سَمَر به معنای واقعه شبانه، يا قصه شب است. فرهنگ عربی به فارسی جناب آذرنوش را هم نگاه کردم. معنای آن را چنین گفته بود؛ شب هنگام داستان سرودن و شب را به گفتگو سپری کردن.
این "سمر" همان است که حافظ در مورد آن میگوید:
ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
یا
به يمن همت حافظ اميد هست كه باز
آری اسامر ليلای ليله القمر
س.ا.کوهزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر