در همان سالهای حدود چهارصد هجری که فردوسیِ تکیده و هفتاد ساله، نالان و ناتوان قلم از کار نظم حماسه ملی ایران فرو مینهاد، بیهقی نوجوان در نیشابور چشم تجربت میگشود تا نخستین خاطرات خویش را از عصر غزنویان در صحیفه ضمیر بسپارد. در همان سالها بود که "ابوالقاسم قوّاد رازی" به پاداش خدمتهای قوّادانه خود به غزنویان "دستار و عنایتنامه" دریافت میکند، و بوالفضل پانزده ساله میشنید که قاضی خردمندی از نیشابوریان با طنزی تلخ به آن "قوّاد غاشیهدار" میگفت: "ای بوالقاسم! یاددار: قوّادی به از قاضیگری"!
علیاکبر فیاض، مقدمه تاریخ بیهقی، خواجه ابوالفضل بیهقی دبیر، ص.۲۳
س.ا.کوهزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر