وقتی در روز های بعد از تظاهرات مردم در حمایت از جنبش های آزادی خواه منطقه ناشی از فراخوان ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ میر حسین موسوی ، دکتر زهرا رهنورد ، شیخ مهدی کروبی و خانم فاطمه کروبی تحت حصر و زندان خانگی قرار گرفتند، دکتر حمید دباشی استاد جامعه شناسی دانشگاه کلمبیا با قیاس این حصر و زندانی شدن نلسون ماندلا در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی در دوران مبارزه اعلام کرد که «با حصر میر حسین موسوی ماندلای ایران متولد شد»
این جمله اشاره ای است به زندانی شدن نلسون ماندلا از رهبران کنگره ملی آفریقا به مدت نزدیک سه دهه و اجتماع نیروهای ضد آپارتاید و دموکراسی خواه آفریقای جنوبی حول شعار «ماندلا را آزاد کنید» و در نهایت آزادی ماندلا از زندان و فروپاشی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی.
حال ششصد روز از زندانی شدن رهبران مردم در جنبش سبز ایران، آیا این توصیه دکتر دباشی در مورد اجماع همه نیروهای دموکراسی خواه ایرانی حول شعار «میر حسین را آزاد کنید» مورد قبول قرار گرفته است !؟ و آیا نیروهای حامی جنبش سبز از این مبارزه ششصد روزه سربلند بیرون آمدند !؟ آیا نسبت به این حصر و زندان مسئولانه رفتار شده !؟
تا آنجا که من می فهمم باید گفت تا زمانی که یک دستاورد عینی ناشی از مقاومت و مبارزه برای کشور به دست نیاید نمی توان از پیروزی سخن گفت. هنوز زندان سیاسی زیادی در زندان اند، هنوز چشم انداز روشنی برای برگزاری یک انتخابات آزاد، سالم و منصفانه به هیچ وجه وجود ندارد، همچنان فضای اطلاع رسانی در ایران به شدت امنیتی و بسته است و تصور نمی شود که حق آزادی بیان و حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز به رسمیت شناخته شده باشد و شاید از همه مهم تر دولتی که با بحران مشرعیت و کارآمدی مواجه است هنوز نسبت به تصمیم های هزینه زای خود برای اقتصاد، منافع ملی، بحران های سیاست خارجی و اجتماعی و … مسئولیت پذیر نیست و کماکان از حمایت های رهبری نظام بهره می گیرد و حاضر به پاسخگویی در مورد این همه هزینه به کشور نیست. در چنین شرایطی می توان گفت هنوزفکر کردن به پیروزی اگر چه امید بخش اما هنوز بسیار زود است. همچنین باید یاد آور شد که رفتار بسیاری از گروه های سیاسی به ویژه خارج از کشور در این مورد مسئولانه نبوده. بسیاری از این گروه ها و افراد با منفعت طلبی به جای آنکه پشت همراهان جنبش سبز قرار بگیرید بلافاصله شروع به ساختن آلترناتیوهایی کردند که هیچ ارتباطی به مردم ایران نداشته و ندارد رفتار بسیاری از ما، مردم ایران هم در قبل این حصر تعریف بهتری نداشت. از زمانی که هشدار داده می شد که با بازداشت میر حسین در کشور قیامت به پا می شود تا سکوت هر چند معترضانه درباره این حصر شاید چند هفته بیشتر طول نکشید. شاید ما مردم ایران هنوز عادت به پذیرش مسئولیت در قِبَل تصمیم های جمعی گرفته شده نداریم و هنوز عادت به این داریم که زمین و زمان و خورشید و ماه و ستارگان را دلیلی و بهانه ای برای توجیه وضع موجود و فرار از مسئولیت های ناشی از انتخاب هایمان قرار بدهیم. ما، مردم ایران، انقلاب کردیم، ما از نیروهای تندرو حمایت کردیم، ما به منافع ملی کشور توجه ندشتیم، ما تصور کردیم که راه قدس از کربلا می گذرد، ما نسبت به فقر و تبعیض و محرومیت های ناشی از سیاست های اقتصادی و اجتماعی و خراب های جنگ بی تفاوت بودیم، ما مشارکت سیاسی مدنی را با جنگ اشتباه گرفتیم و … می توان به این لیست بسیار افزود و در همه آنها باید یادآور شد که مداوم از مسئولیت های خودمان شانه خالی کردیم و این اولین قدم برای عدم حل و تغییر وضعیت موجود است. در مورد حصر میر حسین نیز تفاوت زیادی ندارد. او همراه ما بود با ما آمد اما ما آن طور که باید همراهش نبودیم.
به هر حال امروز قرار نیست ذکر مصیبت کنیم. ما پویشگر هستیم و به دنبال انجام دادن کارها هر چند دشوار و سخت.حال که بیش از یک سال و نیم از زندانی شدن رهبران مردم می گذرد و در پیش روی ما نیز هیچ تصویری برای خارج شدن از این شرایط و وفاق ملی همه نیرهای ایرانی ممکن نیست. باید بیشتر به رفتار خودمان به ویژه در طول حصر فکر کنیم و آن را نقد کنیم و بیشتر و بیشتر از خلاقیت ها و کنش های خردی که در شبکه های ارتباطی و اجتماعی مان حاصل می شود برای پیش برد شعار «میر حسین را آزاد کنید» بهره ببریم. قرار نیست احزاب و نیروهای سیاسی به ویژه در خارج از کشور نسخه ای از قبل آماده شده را برای مردم ایران بپیچند باید همه نیروها و احزاب و نخبگان پست سر مردم باشند. همگرایی نیروهای سیاسی زمانی معنادار که در کنار خواست مردم باشند در غیر این صورت نتیجه چندانی نخواهد داشت. همچنان ایده شبکه های اجتماعی و ارتباطی و خلاقیت های و ابتکارات درون آنها فایده مند ترین فرصت است. همچنان می شود زندگی کرد اما سبز زندگی کرد اگر چه سخت تر از دیروز. فشار فقر و تبعیض و تورم کمر خانواده های ایرانی را خم کرده و «سفره های آنان را کوچک کرده» اما باید این ایده تقویت شود که راه حل دیگری نیست. تن دادن به تحریم و جنگ خارجی علاوه بر اینکه شرف و حیثیت ایرانی و اسلامی ما را به تاراج می برد هیچ فایده ای هم ندارد. ما بچه های جنگیم و دیده ایم که جنگ چه بر سر ما می اورد. تن داده به ظلم ظالم نیز نه اخلاقی است و نه شرعی و نه موافق شرافت ملی و نشان داده شده که این حاکمیت با کسانی که از این موضع رو به رو شوند را به هیچ می گیرد. لذا تنها را راه پیش روی ما همین است. ما باید آگاهانه شرایط دنیا را مد نظر قرار دهیم. تحولات دنیا بر روی کشور ما تاثیرات زیادی دارد و نباید فراموش کنیم که اگر قرار است ضد جنگ نیز فعال کنیم این مواجه با جنگ تنها از طریق وادار کردن جنگ طلبان در داخل و خارج از کشور به حقوق ملت ایران ممکن است. ما می توانیم از درون حاکمیت نیز به نفع کشور استفاده کنیم. ایده های مخالفان سی ساله جمهوری اسلامی که همه این نظام را یک کلیت واحد و بدون تفاوت می بیند با شرایط عینی جامعه ما تجربه های ما در جنبش سبز همخوانی ندارد. لذا به دنبال بشینه کردن دوستانمان و کمتر کردن دشمنانمان باشیم. در همه این شرایط باید در نظر داشته باشیم که فرد/افرادی که قرار است جانب ما با حاکمیت، دولت های خارجی، مذاکره و صحبت کند تنها رهبران مشروع مردم هستند نه هیچ فرد/افراد نامشروع و خواهان آلترناتیوهای خیالی. شعار «میر حسین را آزاد کنید» کلیدواژه شعارهای ما ست در واجه با مشکلات داخلی و خارجی مان.
راه ما، راهی است که مردم انتخاب کرده اند. شاید پرسیده شود که این مردم ایران چه کسانی هستند !؟ ما، مردم ایران در ۲۵ خرداد به خیابان آمدیم و همراهان ما نیز با ما به خیابان آمد. ما در یک لحظه صحنه را خالی کردیم و امروز می خواهیم بار دیگر در این صحنه حاضر باشیم. در خیابان ما را زدند و مجروح کردند و اسیر کردند و برادران و خواهرانمان را به شهادت رساندند اما باز می خواهیم همدیگر را پیدا کنیم. مردم ایران اینان اند. در آن روز کسی از من نپرسید تو شیعه هستی یا سنی ، نپرسید مرد هستی یا زن، مهم نبود فارس زبان هستی یا گیلک ، برای کسی اهمیت نداشت با چادر حاضر بودی یا با هر لباس دیگری، همه این هویت های فرعی ذیل هویت ملی ما قرار گرفت، مزدبگیر و کارگر و معلم و کارآفرین همه و همه در این مفهوم مرد حل شد. ما برای به دست آوردن یک ایده نیک آمدیم و اکنون هم بر سر همان ایده هستیم.در آن روز ما مردم شدیم و اکنون که جای رهبران مردم خالی است باید تا بازگشت آنان همیشه در صحنه باشیم ….
* این یادداشت اول بار در ویژه نامه ششصدمین روز حصر رهبران جنبش سبز در تارنمای سفیران سبز امید منتشر شد «+»
س.ا.کوهزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر