کدام یک از دو ولی فقیه ایران، انتخابات ریاست جمهوری رقابتی بیشتری برگذار کردند؟ مرحوم آیت الله خمینی یا آیت الله خامنه ای ؟
دوره سوم انتخابات ریاست جمهوری در مهر سال شصت و پس از شهادت ریاست جمهور و نخست وزیر وقت، شهید محمد علی رجایی و شهید باهنر، دکتر ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب و وزیرخارجه دولت موقت و از اصلی ترین مشاوران آیت الله خمینی رد صلاحیت می شود و آقای خامنه ای در یک رقابتی نسبتا تشریفاتی با هم حزبی های خود در حزب جمهوری اسلامی با 75 درصد آرا به ریاست جمهوری می رسد. در دوره چهارم انتخابات ریاست جمهوری مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت و از اصلی ترین مبارزان پیش از انقلاب رد صلاحیت می شود. دور چهارم انتخابات تشریفاتی تر می شود و تنها با حضور سه کاندیدا، آقای خامنه ای با 85 درصد آرا بار دیگر به ریاست جمهوری می رسد!
مرحوم آیت الله خمینی نسبت به رد صلاحیت نخست وزیر موقت انقلاب و مشاور ارشد خود نه تنها کوچکترین اعتراضی نکرد حتی به اعتراض و تحریم انتخابات از طرف حضرات آیات مرعشی نجفی، سید کاظم شریعتمداری و صادق روحانی وقعی نمی نهد.
در آن زمان نخست وزیری، مجلس شورای اسلامی، قوه قضاییه و نهاد های انقلابی و دفتر رهبر فقید انقلاب در اختیار گروه ها و افراد منصوب به خط امام بود و هیچ کدام آنها کوچکترین اعلام نارضایتی ای نسبت به رد صلاحیت مهندس بازرگان و دکتر یزدی نکردند.
هر چه نگاه می کنی می بینی حتی انتخابات ریاست جمهوری در دوران آقای خامنه ای به مراتب رقابتی تر از دوران مرحوم آیت الله خمینی است. یا بهتر بگویم حذف امروز آیت الله هاشمی و احراز صلاحیت نشدن یکی از بنیان گذاران انقلاب اسلامی و ستون های جمهوری اسلامی چیز عجیبی نیست. دیگر بنیان گذاران انقلاب اسلامی در دروه های خیلی پیشتر به همین سرنوشت دچار شدند در زمانی که در آن بسیاری از ناراضیان امروز نه تنها به حذف غیر عادلانه آنان اعتراض نکردند بلکه با سکوت یا حمایتی آشکار به روند حذف بنیان گذاران انقلاب دامن زدند.
البته به تاسی از مرحوم مهندس مهدی بازرگان و مرحوم عزت الله سحابی نباید کوچکترین کینه ای نسبت به این رفتار در گذشته داشت. قرار نیست ایران با کینه ها و عداوت ها ویران شود. قرار است همه ایرانیان به ایران فکر کنند و برای آبادانی و اعتلا و پیشرفت آن بکوشند. قرار است یاد بگیریم که با همبستگی بر سر یک اصولی می توانیم ایران را آباد کنیم. چیزی که شوربختانه در دوران اخیر نمی بینیم و روند تضعیف خطرناک کشور روز به روز تند تر و هراسناک تر می شود. شایسته است امروز کمی فکر کنیم و بیاندیشیم. تصور نکنیم حذف بنیان گذاران انقلاب اسلامی یک شبه رخ داده است. اتفاقی که امروز رخ داد ادامه روندی است که از ماه های ابتدایی بعد از انقلاب شروع شد و این روزها رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. امیدوارم همه انقلابیون دیروز و اصلاح طلبان و اصولگرایان معقول امروز و همه گرایش ها و جناح ها و شخصیت های این کشور به این تجربه ها بیشتر فکر کنند.
به تعبیر قرآنی
فاعتبروا یا اولی الابصار....
س.ا.کوهزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر