چون خود را در ته چاه ظلمانی(دوزخ) یافتم، در برابر خود و زیر پای خویش دریاچه ای دیدم که که بر اثر یخبندان از شیشه مینمود و نه از آب
دانوب در اتریش و ناتائی که در دوردست زیر آسمانی سرد روان است هرگز در مسیر خود قشری چنان ضخیم از یخ نداشتند که آن قشر که من در آنجا دیدم، که اگر کوههای تامبرنیک و پیتراپانا نیز بر آن فرو می افتاد حتی بر کنارهاش صدای شکستی برنمیخواست.
ارواحی بلاکش را در درون یخ دیدم ...
دوزخ ، دانته آلیگیری، سرود سی و یک، طبقه نهم دوزخ، خیانتکاران به وطن
ترجمه ای از مرحوم شجاع الدین شفاء
دانوب در اتریش و ناتائی که در دوردست زیر آسمانی سرد روان است هرگز در مسیر خود قشری چنان ضخیم از یخ نداشتند که آن قشر که من در آنجا دیدم، که اگر کوههای تامبرنیک و پیتراپانا نیز بر آن فرو می افتاد حتی بر کنارهاش صدای شکستی برنمیخواست.
ارواحی بلاکش را در درون یخ دیدم ...
دوزخ ، دانته آلیگیری، سرود سی و یک، طبقه نهم دوزخ، خیانتکاران به وطن
ترجمه ای از مرحوم شجاع الدین شفاء
نقاشی گوستاو دوره از سه گانه های دانته «+»
س.ا.کوهزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر