چهارم ابتدایی بودم یا پنجم. دقیق یادم نیست. کتاب «تنتن و سندباد» را از کتابخانه مدرسه به امانت گرفتم. کتابخانه که نبود. یک قفسه کتاب بود که کسی هم سال به سال به آن سر نمیزد. روزی ناظم مدرسه به من و یک نفر دیگر گفت: این قفسه کتابها را مرتب کنید. ما هم رفتیم و کتابها را جمع و جور کردیم و دستی هم به سر و روی آنها کشیدیم. همان زمان بود که این کتاب را دیدم. نامش جذبم کرد. اجازه گرفتم و برداشتمش. متن را یک نفس خواندم. داستان کتاب هم جذاب بود. الان که نگاه میکنم با اینکه کمی شعاری بود، اما به هر حال حقیقتی را نشان ميداد. پهلوانان ایرانی، قهرمانان غربی را در رزم و جنگ تن به تن شکست میدهند، اما وقتی آنها این در را بسته دیدند، از پنجره ماهواره و به اصلاح امروز با جنگ نرم وارد شدند. دروغ هم نمیگفت. به هر حال این اتفاق افتاده است. اما خود آن کتاب امانتی سرنوشت دیگری هم داشت. از کتاب خوشم آمد و دیگر آن را پس ندادم! میدانم کار نادرستی کردم. اما این خوره کتاببازی، نه الزاما کتابخوانی، از همان بچگی در من وجود داشت. اصلا در کتم نمیرفت کتابی که هرگز توسط کسی خوانده نمیشود را دوباره ببرم و پس بدهم! البته یک نفر باید همان موقع گوشم را میکشید و میگفت: برو عین این کتاب را بخر! نه اینکه از مدرسه کش بروی!
خلاصه اینکه این کتاب را پس ندادم. آنجا هم بی در و پیکرتر از این بود که دنبال کتابهای امانت گرفته شده بروند! به نظرم هنوز این کتاب را در خانه دارم. فکر میکنم داخل یک سری از کارتونهای کتابهای قدیمی گذاشتهام. این کتاب بیست و اندی سال پیش منتشر شده. در واقع همان زمان هم این کتاب را خواندم. الان دیدم که آیتالله خامنهای هم یادداشتی بر این کتاب نوشته بود. اما نمیدانم چرا با بیست و دو سال تاخیر از یادداشت «رونمایی» شده! از همه اینها گذشته، پیشنهاد میکنم این کتاب را برای بچههای خودتان بخرید. لااقل با روایتهای دیگری از یک مواجهه یا تقابل فرهنگی آشنا میشوند. این مواجهه همیشه خوب و خرم و صاف و ساده نبوده. گاهی هم یک دعوا و درگیری در آن وجود دارد. بچهها نیاز دارند گاهی از این زاویه هم به چنین مسائلی نگاه کنند. بعد هم در دفتر یادداشتم نوشتهام که در اولین فرصت که برگشتم ولایت، کتاب را به کتابخانه «دبستان طلوع» یا «شهید محمد حسین حقیقت» پس بدهم و یک نسخه از آن را برای کتابخانه شخصیام بخریم. امانت را باید پس داد. حتی اگر سالها از وقت پس دادن آن گذشته باشد.
- متن یادداشت آیتالله خامنهای بر این کتاب را در اینجا بخوانید «+»
س.ا.کوهزاد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر