۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه

در نکوهش تکفیری های مدرن



تکفیر در اصل به معنای پوشاندن است و در اصلاح برای نسبت کفر به کسی یا گروهی دادن استفاده می شود. کفر نیز عدم باور به امری یا اموری است که باورش الزامی است و انکار کردن آگاهانه ضروریات دین. بدیهی است در میان متکلمین و فقها در مورد اینکه چه چیز کفر است و الزامات و اقسام کفر چیست و شیوه برخورد با کافری که کفر ورزیده و امثالهم، بحث بسیار شده و رسائل بسیاری نوشته شده و اختلافات زیادی وجود دارد. اما برای شارع مقدس انکار ضروریات دین کفر محسوب می شود و تکفیر کافر بخشی از یک فرآیند است که در مجموع مستوجب حفاظت از این ضروریات می شود. اما مکانیزم تکفیر شاید با اصل کفر کمی متفاوت باشد. به عبارت دیگر نظام و فرآیند تکفیر بیش از آنچه من باب تنبه باشد بیشتر از بابت مراقب و پیشگیری است. در واقع ایجاد ترس و رعب درباره مجازات دنیوی و اخروی می تواند جلوی کفرگویی و کفرورزی را بگیرد. اگر بین عالمان دین در مورد مجازات دنیوی تکفیر شده اختلاف نظر وجود دارد اما در مجازات اخروی آن اختلافی نیست و همگان به آن باورمند اند. این هراس افکنی درباره مجازات دنیوی یا اخروی کفر ورزیدن بهترین ، اصلی ترین و موثرترین ستون حفاظت از آن ضروریات است.
در باب کفر، تکفیر و مجازات های آن در دوران جدید سخن های زیادی گفته شده است. تصور می کنم غالب این بحث ها در نکوهش، نقد و مذمت مجازات برای کفرگویان و همچنین اصل تکفیر است.  شاید اصلی ترین دلیل آن هم رفتار عالمان دین یا حکومت های مورد حمایت آنان است که هر گونه دگراندیشی را با برچسب و انگ کفر خاموش کردند و جلوی آنان را با مجازات یا تهدید به مجازات گرفتند. گفتن این نکته بداهت دارد که در طول تاریخ از این مسئله سوءاستفاده های زیادی شده و و حوادث دردناکی به واسطه آن صورت گرفته است. به همین دلیل، در دوران جدید و عصر مدرن حتی حق کفرگویی نیز به رسمیت شناخته شده است و از آن حفاظت می شود.
مسئله من اما این نیست که آیا ما حق کفرگویی داریم یا خیر یا اینکه عالمان دین مجاز به تکفیر هستند یا نه. حتی پرسش این یادداشت نقد کفرگویی هم نیست چرا که در این باب آنقدر صحبت شده که نه نیازی به آن است و نه دغدغه نگارنده این مسئله می باشد. پرسش این یادداشت این است، که آیا تکفیر و مجازات کفرگویان و در واقع مکانیزم تکفیر لااقل در عصر مدرن در کشور ما به پایان رسیده است؟ و فارغ از حاکمیت ایران آیا نخبگان سر تا پا مدرن ایرانی اعتقادی به این مکانیزم ندارند؟
پاسخ من به این سوال منفی است. تا آنجا که من می فهمم نه تنها در دوران مدرن فرآیند مجازات کفرگویی و مکانیزم تکفیر به پایان نرسیده و نه تنها نخبگان مدرن/پست مدرن و امثالهم این کشور به این فرآیند باوری عمیق و خدشه ناپذیر دارند، بلکه خود جزئی از این فرآیند محسوب می شوند. در واقع مکانیزم تکفیر از بین نرفته تنها ضروریاتی که مستوجب کیفر متهمین به کفر است دچار تغییر شده است. تکفیر از بین نرفته بلکه تکفیر کنندگان عوض شده اند. اصل مجازات کفرگویی دچار تغییر نشده بلکه مجرمین و قاضیان و جرم و قانون آن دگرگون شده است. اگر در روزگاری نه چندان دور انکار خداوند، نبوت پیامبر گرامی اسلام، توحید و یگانگی خداوند و معیارهایی از این دست سبب تکفیر کسی یا گروهی از جانب حافظان دین و حکومت محافظ آن حافظان می شد/می شود، امروز و در عصر مدرن معیار های دیگری جایگزین آن شده است. امروز نه انکار الوهیت بلکه انکار حقوق بشر است که کفر محسوب می شود. امروز نه رد رسالت بلکه رد برابری آحاد بشر است که کفریات پنداشته می شود. امروزاعتقاد به معاد از ضروریات نیست بلکه ایمان و اعتقاد عملی و قلبی به اصل عدم تبعیض است که از ضروریات دنیای مدرن محسوب می شود. انکار آگاهانه و معاندانه پیامبرگرامی اسلام مرز بین کفر و ایمان نیست بلکه باورمندی عمیق و عملی به مفهوم حق/حقوق است که مرز بین درستی و نادرستی است.
بسیاری فعالان حقوق بشر و نخبگان مدرن و سازمان ها و دانشگاه ها و کرسی های مختلف، دیگر در مورد این بحث نمی کنند که کدام گناه کبیره کفر است و مستوجب تکفیر بلکه در نقش محافظان دین دنیای مدرن و مبارزان و غازیان آن در این باره سخن می گویید که معیارهای جدید این مکانیزم خطرناک چیست و چگونه باید باشد و مجازات کفرگویان جدید چه می تواند باشد. سب انبیا دیگر گناه کبییره نیست بلکه رد همنجس خواهی از گناهان کبیره محسوب می شود. توهین به ائمه اطهار دیگر کفر محسوب نمی شود اما خدشه وارد کردن به تفسیر آنان از حقوق زنان شایسته نکوهش پنداشته می شود. حتی مکانیزم تنبه و مجازات و مراقب نیز همچنان پابرجاست. وقتی چون مفتشان عصر قدیم به دنبال این هستند که کدام سیاستمدار و آکادمیسین یا حتی دانشجو و روزنامه نگار حقوق همنجس گرایان را رد کرده تا او را از کار بی کار کنند، وقتی انگشت در جهان کردند و مخالفان حقوق بشر را می جویند، وقتی از منتقدان مدرنیته هیولا می سازند، وقتی هر حرفی در حوزه عمومی با برچسب ها و انگ هایی همراه می شود و مخالفان و دگراندیشان از ترس آینده، آبرو و معیشت خودشان حرفی نمی زنند که این برچسب ها و انگ ها به آنها وارد نشود. اگر در روزگار قدیم ضد دین و کافر و مرتد بخشی از این انگ ها بود امروز نژادپرست، فاشیست، ضد زن، هموفوب، مرتجع، مستبد و امثالهم تنها گوشه ای کوچک از تحول همان نظام و مکانیزم تکفیر است.
می توان امروز از پدیده ای به نام «تکفیری های مدرن» نام برد که با تمام توان و با استفاده از هر ابزاری ایستاده اند تا از ضروریات دنیای مدرن حفاظت کنند و هر مخالف را به هر دست آویزی، مجازات یا تهدید به مجازات کنند. چه کسی می تواند مدعی شود اساس این شیوه با روش «تکفیری قدیم»، که هنوز هم به کار خودشان ادامه می دهد، متفاوت است !؟ شاید در مجازات ها تفاوت بارز و آشکاری از بابت شدت و خشونت آن وجود داشته باشد! اما اصل راه و روش به گمان من متفاوت نیست.
اگر مبارزه با تکفیری های قدیم کار و مسئولیت شهروندان اهل فضل کشور است به نظرم مبارزه با «تکفیری های مدرن» هم مسئولیت این شهروندان است.  مسئولیت شهروندی این شهروندان اقتضا می کند به نقد این شیوه تکفیر بپردازند و نسبت به این برچسب ها و انگ ها و فشار ها و تهدید ها بر علیه برخی از برجسته ترین نخبگان ایران حساس باشند.

س.ا.کوهزاد

۱ نظر:

  1. دین و مذهب امری شخصی است که تکفیری براساس آن حقوق دیگران را که هم باورش نیستند سلب می‌کند، مبارزان حقوق اقلیت‌ها و همجنسگرایان از ایدئولوژی دفاع نمیکنند، بلکه براساس شواهد علمی حقوق برابر شما می‌خواهند، تکفیر و الباقی خزعبلات ساخته ذهن علیل شماست که عاجز از حقوق فردی و حق حیات و آزادی انسان‌هاست، بر فرض که امثالهم نقدی بر همجنسگرایی دارید باید در زبان و سواد خودش وارد شوید اینکه براساس باورهای مذهبی را نقد کنید و انتطار دلشته باشید چند فقره اسکار از گردنتون آویزان کنند مسخره است، خیلی هنرمند هستید کسب علم کنید، کشف شهود کنید و یافته‌های علمی را با زبان علم نقد کنید، شمشیر و شلاق را هم غلاف کنید تا دنیا دو روز از دست شما و خرافه‌های مذهبی‌تون بیاساید

    پاسخ دادنحذف